دمنتیوا بعد از اینکه فرانچسکا شیاوون ۶-۴ و ۶-۲ باخت برای تماشاچیان صحبت کرد و گفت که بعد از یک دوره بازی که ۱۲ سال گذشته شروع کرده بود، بازی را کنار گذاشت.

این بازیکن پرطرفدار ۲۹ ساله بهترین فصل تورش در ۲۰۰۴ بوده وقتی که به فینال یو اس اوپن و اوپن فرانسه رسید، ولی متاسفانه نتوانست قهرمان شود.

دمنتیوا بهترین لحظات بازی اش در المپیک بوده است (قهرمانی در المپیک سال ۲۰۰۸ چین).

دمنتیوا گفت: می خواهم از همه همبازیهایم تشکر کنم بخاطر تجربه های فوق العاده و خاطرات خوبی که همیشه برایم باقی می مانند. و می خواهم از همه طرفدارانم در تمام دنیا تشکر کنم که براشون فرقی نمی کرد که من بردم یا باختم، همیشه پشیبانی شما را احساس می کردم و صمیمیت همه شما تشکر می کنم.

همبازی و هموطن او ورا زوانروا از همکاری او تشکر کرد: روسیه به تو افتخار می کند. کاری که تو برای تنیس در روسیه کردی الهام بخش بود، و در این ده سال گذشته برای جوانها اسطوره بودی. نه تنها برای تنیس بلکه برای ورزش روسیه خیلی مفید بودی. دمنتیوا با همه تلاش و وجودش آخرین بازی رو انجام داد ولی به شیاوون که الان قهرمان اوپن فرانسه است باخت.  

دلایل بازنشستگی:

موقعیت خوبی است. من هیچوقت نمی خواستم آنقدر بازی کنم تا افت کنم. همیشه می خواستم در لحظه ای که از بازی خداحافظی می کنم که عاشق بازی باشم. تنیس همیشه بخش بزرگ و مهمی از زندگی من بوده و خواهد ماند. اگر مرد بودم هیچوقت از بازی خداحافظی نمی کردم ولی در سن ۲۹ سالگی باید در مورد چیز دیگری فکر کنم. هم اکنون برای تغییرات بزرگی در زندگی آماده¬ام. گرفتن این تصمیم، خیلی سخت بود. این تصمیم را اول فصل گرفته بودم، برای همین رفتن به مسابقات خیلی برایم سخت بود چون می¬دانستم که این آخرین بازی است. در تمام طول سال به خاطر این تصمیم خیلی احساساتی بودم، هم شاد و هم غمگین.

 

بازنشستگی مربوط به بچه دار شدن است؟

بله، امیدوارم.

 

برای گذراندن وقت چه فکری دارید؟

دلم برای خیلی چیزها تنگ می شود و الان احساس می کنم که دنیا برایم به آخر رسیده است. چون به بازی خیلی علاقه دارم. زندگی من کاملاً تغییر میکند. می خواهم در یکی از بهترین دانشگاههای مسکو درس بخوانم. سال قبل اینکار رو شروع کردم ولی الان برای درس خواندن وقت بیشتری احتیاج دارم. من مطمئنم که تماشا کردن دوستانم که در تور بازی می کنند، خیلی برایم سخت باشد. مسابقات را دنبال می¬کنم و برای قهرمان ها پیام می فرستم. ولی می خواهم کاری کنم که در زندگی به چیزهای دیگر علاقه مند شوم.

 

بهترین دوران بازی؟

زمانی هست که هیچوقت فراموش نمی کنم. مثل اولین مسابقاتی که قهرمان شدم در جزیره آمیلیا. خیلی وقت بود که منتظر آن موقع بودم، چهار نفر از بهترین بازیکنان جهان را شکست دادم. ژاستین را بردم، و در فینال لینزی را شکست دادم. خیلی هیجان انگیز بود. من المپیک را فراموش نمی کنم. اولین المپیکی که شرکت کردم، سیدنی استرالیا بود، در آنجا مدال نقره را بردم، آتن خیلی بد بود و در چین مدال طلا بردم که از یادم نمی رود، بهترین هفته بازی من بود.

فینال گرند اسلم های دیگر:

من هیچوقت نگاهی منفی به آنها نداشتم، تجربه خیلی خوبی بود، با اینکه خیلی حرفه ای نبودم ، روح جنگنده داشتم، با این که سروم خیلی خوب نبود، همیشه تا آخر روحیمو حفظ می کردم و در هر مسابقه با تمام وجودم بازی می کردم.